السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
65
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
قصاص : جنايت بر غير جان آدمى بر سه قسم است : ايراد جراحت ، جنايت بر اعضا ، و جنايت بر منافع بدن ، مانند ديدن و شنيدن ( - - ) جنايت ) . در فقه از جراحتهاى پديد آمده در سر و صورت « شِجاج » و در غير سر و صورت « جرح » تعبير مىگردد . « 1 » شجاج از منظر مشهور بر هشت قسم است . « 2 » 1 . حارصه ( خارصه ) ؛ خراشيدگى پوست ، بدون جريان خون . 2 . داميه ؛ زخمى كه كمى در گوشت نفوذ كرده و خون جارى شده است . 3 . متلاحمه ( باضعه ) ؛ جراحتى كه نفوذش در گوشت عميق است ؛ ليكن به پوشش نازك روى استخوان ( سِمحاق ) نرسيده است . 4 . سِمْحاق ؛ زخمى كه در گوشت نفوذ كرده و به پوشش استخوان رسيده است . 5 . موضحه ؛ جراحتى كه سمحاق را پاره كرده و سفيدى استخوان ( وضح ) را آشكار ساخته است . 6 . هاشمه ؛ آنچه موجب شكستگى استخوان گردد ، هرچند با جراهت همراه نباشد . 7 . منقّله ؛ آنچه سبب جابه جايى استخوان گردد . 8 . مأمومه ؛ جراحتى كه به پردهء مغز ( امّ الدّماغ ) رسيده است ( - - ) آمّه ) . دامغه به جراحتى گفته مىشود كه پردهء مغز را شكافته و به مغز رسيده است و از آنجا كه با گرفتار شدن شخص به جنايت دامغه زنده ماندن وى بعيد مىنمايد ، فقها آن را از اقسام « شجاج » نشمردهاند . « 3 » برخى ، داميه و حارصه را يكى دانسته و ميان متلاحمه و باضعه تفاوت قائل شده و گفتهاند : اگر نفوذ جراحت در گوشت كم باشد به آن باضعه و اگر زياد باشد متلاحمه گفته مىشود . « 4 » برخى نيز لازمهء يكى بودن داميه با حارصه را تغاير باضعه و متلاحمه ، و لازمهء تغاير آن دو را يكى بودن باضعه و متلاحمه ذكر كردهاند . « 5 » هرچند برخى به اين تلازم اشكال كردهاند « 6 » ( - - ) باضعه ) . جراحتهاى غير سر و صورت دو نوع است : جائفه ( جراحتى كه آلت جرح به اعضاى ميان تهى بدن همچون شكم ، پهلو و قفسه سينهء نفوذ كند ) و غير جائفه .
--> ( 1 ) جامع المدارك 6 / 263 . ( 2 ) جواهر الكلام 43 / 317 . ( 3 ) تحرير الاحكام 5 / 614 - 615 . ( 4 ) الخلاف 5 / 191 ؛ اصباح الشيعة / 508 - 509 . ( 5 ) شرائع الاسلام 4 / 1041 . ( 6 ) جواهر الكلام 43 / 325 .